مرثيه امام صادق (ع)

          يا امام صادق(ع)

زآتش دلِ من صحبتي نكن نامرد

سكوت سبز مرا غيرتي نكن نامرد

بزن تمام تنم را كبود كن اما

به نام فاطمه بي حرمتي نكن نامرد

(شاعرش را نميشناسم)

مرثيه امام صادق (ع)

          يا امام صادق(ع) 

دارم براي رنگِ تنت گريه ميكنم

پايِ نفس نفس زدنت گريه ميكنم

 

باور كنيم حرمت تو مستدام بود؟

يا بردن تو بردنِ با احترام بود؟

 

باور كنيم شأن تورا رَد نكرده است؟

اين بد دهانِ شهر به تو بد نكرده است؟

 

گرد و غبار، روي تو اي يار ريختند

روي سر ِتو از در و ديوار ريختند

 

هرچند بين كوچه تنت را كشيد و بُرد

دستِ كسي به رويِ زن و بچه ات نخورد

 

باران تير و نيزه نصيب تنت نشد

دست كسي مزاحم پيراهنت نشد

 

اين سينه ات مكان نشست كسي نشد

ديگر سر تو دست به دست كسي نشد

(علي اكبر لطيفيان)

گودال

        صل الله عليك يا مظلوم

روایت است كه چون تنگ شد بر او میدان 

فتاده از حركت ذوالجناح وز جولان 

 

هوا ز بادِ مخالف چو قیرگون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

 

نه ذوالجناح دگر تابِ استقامت داشت

نه سیدالشهداء بر جدال طاقت داشت

 

كشید پــا ز ركـاب آن خلاصه ی ایجاد

 به رنگ پرتو خورشید ، بر زمین افتاد

 

بلند مرتبه شاهی ز صدر ِ زین افتاد

اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

(مُقبل كاشاني)

مرثيه حضرت علي اكبر (ع)

                  ولدي

برخیز ای موذن،اذان شد صلا،صلا

بابا دلش گرفته رها کن صدا، صدا

 

خون لخته می خوری و جوابم نمی دهی

یک دم بدم به این پدر بی نوا،نوا


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

گودال

                 يا مظلوم

هزار بار تنت جا به جا شد و ديدم

سرت جدا شد و رَختَت جدا شد و ديدم


لبت كه تشنه شد و خشك شد به هم چسبيد

به زور ِ نيزه دهان تو وا شد و ديدم


حسین جان گره معجر مرا شل کرد

همین که پیرهنت نخ نما شد و دیدم

 

سر تو نیزه و شمشیر ها گره خوردند

شلوغ بود و صدا در صدا شد و دیدم

(علي اكبر لطيفيان)

مدح قمر بني هاشم(ع)

        دخيل يا ابالفضل(ع)

فرداي قيامت كه گرفتار ترينيم

وحشت زده و بي كس و بي يار ترينيم

آنقدر طرفدار من و توست ابالفضل

انگار نه انگار گنهكار ترينيم

(شاعرش را نميشناسم)

با تشكر فراوان از برادر بزرگوارم جناب آقاي"حيدر زنده بودي"

برگشت قافله به مدينه

 بازگشت كاروان به مدينه

همه جا عطر ياس مي آمد

عطر ِ ياس پيمبر رحمت

خيمه ميزد به پشت دروازه

عابد اهل بيت با زحمت


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه حضرت رقيه(س)

         يا حضرت رقيه (س)

بابا سرم تنم کمرم پهلویم پرم

یکی دوتا که نیست کبودی پیکرم

 

بیش از همین مخواه وگرنه به جان تو

باید همین کنار تو تا صبح بشمرم


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه حضرت زينب (س)_شام غريبان

         شام غريبان

هجوم ناگهان و واي زينب

به سمت كاروان و واي زينب

 

تن آقا بدون غسل و دفن و

بدون سايه بان و واي زينب


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

طفلان حضرت زينب(س)

طفلان حضرت زينب(س)

بهترین بنده ی خدا زینب

هل اتی زینب ، انمّا زینب

ریشه ی صبر انبیا زینب

زینبا زینبا و یا زینب

 

بانی روضه های غم زینب

تا ابد مبتلای غم زینب


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

برگشت قافله به مدينه

   بازگشت كاروان به مدينه

زينب آئينه ي جلال خداست

چشمه ي جاري كمال خداست

 

ردّ پايش مسير عاشوراست

خطبه هايش سفير عاشوراست


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه حضرت عبدالله ابن الحسن(ع)

       حضرت عبدالله ابن الحسن(ع)

اين كيست كه طوفان شده ميل خطر كرده؟

در كوچكي خود را علمدار دگر كرده

اين كه براي مادرش مردي شده حالا

خسته شده از بس ميان خيمه سر كرده

اين كيست كه در پيش روي لشگر كوفه

با چه غرور محكمي سينه سپر كرده

آنقدر روي پنجه ي پايش فشار آورد

تا يك كمي قدّ خودش را بيشتر كرده

با ديدنش اهل حرم ياد حسن كردند

از بس شبيه مجتبي عمامه سر كرده

اما تمامي حواسش سمت گودال است

آنجا كه حتي عمه را هم خونجگر كرده

 

آنجا كه دستي بر سر و روي عمو ميزد

با چكمه نامردي به پهلوي عمو ميزد


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه حضرت زينب (س)

            سالار زينب(س)

اسير كوچه شدن ارزش تورا دارد

سرت كه هست اسيريِ اينچنيني هست

 

من از كنار بزرگان نميروم هرگز

تو هر كجا بروي باز همنشيني هست


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام سجاد(ع)

      يا امام سجاد(ع)

كوچه هاي مدينه و بوي

زخمهاي تني كه مي آيد

چشم هاي سپيد يعقوب و

بوي پيراهني كه مي آيد


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مدح و مرثيه حضرت قاسم ابن الحسن(ع)

  حضرت قاسم ابن الحسن(ع)

بالاترين محله ي پرواز جاش بود

خورشيد از اهالي صبح نگاش بود

 

خال لبش كه ارثيه ي آفتابهاست

يك آسمان ستاره ي قطبي فداش بود


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه سيدالشهدا (ع)_مجلس يزيد(لعنة الله عليه)

        الشام الشام الشام

وقتی رسید قافله در مجلس یزید

بالا گرفت قائله در مجلس یزید

 

اشک سر بریده در آمد که پاگذاشت

زینب میان سلسله در مجلس یزید


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه حضرت مسلم ابن عقيل (ع)

  يا حضرت مسلم ابن عقيل(ع)

در کوچه گرفتند اگر دور و برش را

چیدند اگر زخم ترین بال و پرش را

 

این ارث علی دوست ترین های قبیله ست

جا داشت در این شهر ببیند اثرش را


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه حضرت علي اكبر (ع)

      يا حضرت علي اكبر(ع)

مثل بهار مثل غزل آفریدمت

شعری شدی و با کلماتم خریدمت

 

از دست التماس کنار دلم بمان

مانند باد رفتی و دیگر ندیدمت


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مدح و مرثيه ي قمر بني هاشم(ع)

        يا قمر العشيره

من بمیرم که هر کس و ناکس

به تنت تیغ می کشد عباس

دستهایت چه نعمتی بودند

چادری جیغ می کشد عباس


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه حضرت قاسم ابن الحسن(ع)

        يا قاسم ابن الحسن(ع)

من برایت پدرم پس تو برایم پسری

چه مبارک پسری و چه مبارک پدری

 

یاد شب های مناجات حسن می افتم

می وزد از سر زلف تو نسیم سحری


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه حضرت علي اكبر (ع)

         يا حضرت علي اكبر(ع)

با سر ِنیزه تنت را چه به هم ریخته اند

ذره ذره بدنت را چه به هم ریخته اند

 

سنگها روی لب خشک تو جا خوش کردند

این عقیق یمنت را چه به هم ریخته اند


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

گودال

            يا مظلوم

پيروهن ، تن ، بدن ، برادر ِمن

يوسفم خرج چند گرگ شده

اين كه وضع گلو بريدن نيست

رگ رگت كوچك و بزرگ شده

(شاعرش را نميشناسم)

خواهشاً اين روضه در حال و هواي عاشورايي خوانده و حق روضه ادا شود در غير اينصورت مديون هستيد

با تشكر فراوان از برادر عزيزم"حامد جولازاده"

مدح سيدالشهدا(ع)

                 يا مظلوم

خیالِ خالِ تو با خود به خاک خواهم بُرد

که تا ز خالِ تو خاکم شود عَبیرآمیز

 

فدایِ پیروهن چاکِ ماه رویان باد

هزار جامه ي تقوا و خرقه ي پرهیز

 

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز

(حافظ)

مدح سيدالشهدا(ع)

                يا حسين(ع)

دیده ی پاک محبین شما حق بین است

دل هرکس که ندارد غم تو غمگین است

 

رتبه ی نوکر تو در همه عالم بالاست

جای آن بی سر و پا منکر تو پائین است

 

میزبان همه ی باده خورانت زهراست

محفل ذکر تو از عطر می عطرآگین است

 

مادرم دست حسین تو سپرده ست مرا

هرکه شد بیمه ی او آخرتش تضمین است

 

پدرم گفت اگر خادم عباس شوی

قول مردانه دهم عزت تو تامین است

 

در حسینیه دل واعظ دلسوخته گفت

هرکه عشق تو ندارد به خدا بی دین است

 

ازخدا خواسته ام تا که شوم بیمارت

بسکه داروی شفاخانه ی تو شیرین است

(حسين يعقوبيان)

با تشكر فراوان از برادر بزرگوارم"حيدر زنده بودي" و وبلاگ

وزين"هيئت دل"

مدح امام هادي(ع)

        يا امام هادي(ع)

به کوری دو چشم آن حقیری

که از فرط حقارت بد دهان است

 

به هر دیوار این دنیا نوشتیم:

"نقی زیباترین نام جهان است"


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه سيدالشهدا (ع)

                يا مظلوم

ای نیزه دار نیزه ی خود را نمی بری؟

دارد نگاه میکند از عرش مادری

 

آن سیب سرخ ِ نیزه ی تو دلبر من است

رحمی نما به گیسو ي طفل برادری

 

آن نیزه را ز جمع یتیمانِ ما ببر

کردی سفید موی من و موی دختری....

(عليرضا باقري)

با تشكر از وبلاگ وزين"حقانيت شيعه"

مرثيه امام صادق (ع)

       يا امام صادق(ع)

اشک غربت به چشم های فلک

رخت ماتم به قامت دنیا

بوی شهر مدینه پیچیده

بین هر کوچه از بهشت خدا


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

      يا امام صادق(ع)

ای بهار همیشه های خدا

ای که از آسمان شدی جاری

از چه این روزها شکسته شدی

بغض داری ولی نمی باری


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه حضرت علي اكبر (ع)

تقديم به روح همه ي گذشتگان كه يك ياحسين(ع)گفتند و حالا دستشان از اين دنيا كوتاه است

      علي عَلَي الدنيا بعدك العفا

انگار بنا نیست سری داشته باشی

سر داشته باشی ، جگری داشته باشی

 

انگار بنا نیست که از میوه ي باغت

اندازه کافی ثمری داشته باشی


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

گودال

               يا مقطع الاعضا

دیگر رمق به پیکر و تابی به تن نداشت

جایی نخورده زخم به روی بدن نداشت

جز مادری شکسته به هنگام قبض جان

شاه غریب و کشته ي دور از وطن نداشت


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته