اربعين

       صل الله عليك يا مظلوم

هجران بهانه ايست براي وصال ها

بهتر شده ست از بركات تو حال ها

از ياد رفته است جراحات بال ها

با عمه راحت است تمام خيال ها

 

عمه نگو كه فاطمه ي كربلا بگو

عمه نگو حسين بگو مرتضي بگو


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

     يا امام صادق(ع)

خسته و سالخورده‌ي ايام

ديگر از پا به بستر افتاده

به زمستان رسيده پائيزش

گل ياسي كه پرپر افتاده


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

      يا امام صادق(ع)

گوشه‌ي بستر مرگ افتاده

پيرمردي كه غريب و تنهاست

پاي تا سر بدنش مي‌لرزد

اثر زهر ز رنگش پيداست


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

           يا امام صادق(ع)

بقيع ! باز كن آغوش روح پرور را

كه در برت بِكِشي ميهمان آخر را

 

بقيع ! غسل زيارت كن و ضريح بساز

كه بوسه‌ها بزني پيكري مطهر را


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

    لايوم كيومك يا اباعبدالله

از كار غربتت گره‌اي وا نمي‌كند

اين شهر ، با دل تو مدارا نمي‌كند

 

اين شهر ، زخم بي‌كسي‌ات را...عزيز من

جز با دوايِ زهر مداوا نمي‌كند


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

                يا شيخ الائمه

نه فقط بادِ خزان برگ و برش را سوزاند

زهر از راه رسيد و جگرش را سوزاند

 

دست و پا مي‌زد و ساعات نَفَس‌گيري داشت

لبِ پُرخون ، دلِ صدپاره...چه تقديري داشت


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

            يا امام صادق(ع)

از سوز زهر آب شد از پاي تا سرم

با اشك همقدم شده ساعات آخرم

 

پايم به سوي قبله ، لبم غرق خون شده

ديگر رمق نمانده به اعضاي پيكرم


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

            يا امام صادق(ع)

آن قدر بي‌صدا و خموش از ترانه‌اي

حِس مي‌كنم شكسته و بي‌آشيانه‌اي

 

آقا شنيده‌ام پِيِ مركب دويده‌اي

پاي برهنه،نيمه‌ي شب،چي كشيده‌اي؟


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

گودال

              سيدنا العطشان

باز و بسته نكن اينقدر لبت را پي آب

آب اگر بود به شش ماهه ي تو ميدادند

(علي اكبر لطيفيان)

مرثيه حضرت علي اكبر (ع)

      علي علَي الدنيا بعدك العفا

فروغ ِ چشم من از چشم نيزه ها افتاد

عصايِ پيري من زير دست و پا افتاد

 

نماز ظهر ِ مرا پس اذان نخواهي گفت!؟

گلو بريده لبِ خشك ات از صدا افتاد


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

گودال

        سالار زينب حسين جان

يادش به خير موي تورا شانه ميزدم

افتاده دست شمر چرا خاطرات من؟

(علي اكبر لطيفيان)

باتشكر فراوان از سرور گرامي جناب آقاي "هادي وصال"

مدح سيدالشهدا(ع)

                   يا مظلوم

سفر عشق از آن روز شروع شد كه خدا

مِهر يك بي كفن انداخت ميانِ دل من

(شاعرش را نميشناسم)

مرثيه قمر بني هاشم(ع)

                  يا قمر العشيره

به روي خاك كه دست و سپرش ريخت به هم

حلقه ي لشگر من دور و برش ريخت به هم

 

پلك ها پاره شد از تير ، سفيدي دو چشم

با سياهيِ دو چشمان ترش ريخت به هم

 

يك نفر مسخره ميكرد كه دستانت كو؟

ناگهان گفت بياييد سرش ريخت به هم

(شاعرش را نميشناسم)

مرثيه قمر بني هاشم(ع)

              يا اخا ادرك اخا

اين علمدار ِ زمين خورده دگر پا نشود

سر ِ من زخمي تيغ است مداوا نشود

 

هرچه كردم برسانم به تو اين مشك نشد

آبرو رفت ، علمدار تو سقا نشود


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه قمر بني هاشم(ع)

           يا ساقي العطاشا

چشم ها از خبر ِمشكِ تو چون دريا بود

پدر از علقمه مي آمد و قدش تا بود

 

انكسار ِغمت از صورت بابا ميريخت

شور ميزد دل و در چشم همه پيدا بود


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مدح سيدالشهدا(ع)

             يا اباعبدالله

دلم شيداي لبخند حسين است

اسير و مست و دربند حسين است

عجب مادر بزرگم راست ميگفت

شفا در دود اسپند حسين است

(شاعرش را نميشناسم)

باتشكر فراوان از ذره پروري جناب آقاي"امير ترابيان"

مدح و ولادت قمر بني هاشم(ع)

   يا قمرالعشيره يا باب الحوائج

الا که در سپه مُلکِ عشق سرداری

برادر حسنینی و فخر داداری

 

اگر تو شافی بهداری حسین باشی

چه با صفاست به درمانگه تو بیماری


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

گودال

              امان از دلِ زينب(س)

دوتدي شمرين خنجريندن زينب حيدر نشان

زوريلن شمر ستمگر خنجره وردي تكان

عمه وين بارماخلاري دوغراندي يا صاحب زمان

(حسيني"سعدي زمان")

باتشكر فراوان از برادر بزرگوارم جناب آقاي"امير بزازي"

معني شعر:خانم زينب(س)وقتي از خنجر شمر(لعنة الله عليه)گرفت ، شمر ستمگر با زور خنجرش را تكان داد ، يا صاحب الزمان(عج)انگشتان عمه ات بريده شد.

اللهم عجل لوليك الفرج

مدح سيدالشهدا(ع)

     اميري حسينٌ و نعم الامير

يا رب دلم از غم حسين محزون كن

در سينه ي ما محبتش افزون كن

جز مهر حسين هر آنچه باشد به دلم

خون ساز و ز راه ديده ام بيرون كن

(شاعرش را نميشناسم)

مرثيه امام صادق (ع)

            يا مقطع الاعضا

دیدند چگونه دل ز علی اکبرش برید

دل از برادرش یل آب آورش برید

 

در پشت خیمه گریه کنان شاه کربلا

دیدند چگونه دل ز علی اصغرش برید


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

               يا امام صادق(ع)

آتش گرفته بار دگر آشيانه ات

چون شعله ها گرفته ام امشب بهانه ات

 

هر گوشه اي كه مينگرم خاطرات توست

اينجا پُر است گوشه به گوشه نشانه ات


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

               يا امام صادق(ع)

آئينه بود و سنگْ دلش را شكسته بود

عمري به پايِ لحظه ي مرگش نشسته بود

 

آن شب دلش براي زيارت گرفته بود

از شوق ِ وصل ، بندِ دل از هم گسسته بود


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

               يا امام صادق(ع)

اگر چه اصل و نسب از تبار اُلفت داشت

به بي وفائي اين روزگار عادت داشت

 

دوباره سينه ي دريائي اش پر از غوغاست

که بين آن همه شاگرد باز هم تنهاست


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

            يا امام صادق(ع)

منم آن دل که ز داغ تو به دریا میزد

روضه ات شعله به دامان ثريا ميزد

 

مو سپیدی که دو دستش به طنابی بستند

پیر مردی که نفس در پی آنها میزد


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

       يا شيخ الائمه

پیرمردی که حضرت جبریل

زائر غربت نگاهش بود

کوچه ها را همین که طی میکرد

صد فرشته کنار راهش بود


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

             يا امام صادق(ع)

عالم ز آه تیره تر از صبح محشر است

خونِ جگر به دیده ي آلِ پیمبر است

 

شهر مدینه گشته عزاخانه ي وجود

رخت سیاه بر تن زهرا  و حیدر است


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

          يا امام صادق (ع)

ناگهان زلفِ پریشان تو را میگیرند

سر سجاده گریبان تو را میگیرند

 

تو در این خانه بنا نیست که راحت باشی

چند هیزم سر و سامان تورا میگیرند


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

            يا امام صادق(ع)

كشید بند طناب و شما زمین خوردی

شبیه مادرتان بی هوا زمین خوردی

 

تمام آینه ها ناگهان ترك خوردند

مگر چه قدر شما با صدا زمین خوردی؟


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

      يا امام صادق(ع)

کاش من هم به لطف مذهب نور

تا مقام حضور می رفتم

کاش مانند یار صادقتان

بی امان در تنور می رفتم


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه امام صادق (ع)

          يا امام صادق(ع)

مثل همیشه شهر مدینه عزاگرفت

از دودِ آهِ حضرت صادق فضا گرفت

 

هفت آسمان برای غمش گریه می کنند

از غصه اش دل پره درد خدا گرفت


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته