مدح و مرثيه حضرت قاسم ابن الحسن(ع)
يا قاسم ابن الحسن(ع)
تو خواستی کمی ز کار عشق سر درآوری
و از نهالِ قامتِ خودت ثمر درآوری
امانتی به مادر ِ تو داده بود مجتبی
سپرده است نامه را دَم ِ سفر درآوری
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
يا قاسم ابن الحسن(ع)
تو خواستی کمی ز کار عشق سر درآوری
و از نهالِ قامتِ خودت ثمر درآوری
امانتی به مادر ِ تو داده بود مجتبی
سپرده است نامه را دَم ِ سفر درآوری
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
يا قاسم ابن الحسن (ع)
تو فرق نداری به خدا با پسر خویش
اینگونه عمو را مکشان پشت سر خویش
خوب است نقابی بزنی بر قمر خویش
تا قوم زمینت نزنند با نظر خویش
آخر تو شبیه حسنی، حِرز بینداز
تو یوسف صحرای منی، حِرز بینداز
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
حضرت قاسم ابن الحسن(ع)
بالاترين محله ي پرواز جاش بود
خورشيد از اهالي صبح نگاش بود
خال لبش كه ارثيه ي آفتابهاست
يك آسمان ستاره ي قطبي فداش بود
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
يا قاسم ابن الحسن(ع)
مهپاره ی ایل پاکِ محمودی تو
آئینه ی قدّی حسن بودی تو
صد خمره عسل ریخت زمین ، یابن حسن
لبهای خود هر بار که بگشودی تو
(رضا رسول زاده)
با تشكر از سرور گرامي جناب آقاي "رضا رسول زاده"
يا قاسم ابن الحسن(ع)
تا که چشمان خویش وا میکرد
ملک از ذوق جان فدا میکرد
هرچه دل بود با خودش می برد
در مسیر خدا رها میکرد
حسن آن شب ز شوق تا خود صبح
به همه سائلان عطا میکرد
مادرش هم کنار گهواره
تا زمان سحر دعا میکرد
وقت خوابش برای لالایی
فقط عباس را صدا میکرد
هرکه در کوی عشق عازم شد
بخدا که گدای قاسم شد
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)