گودال_شام غريبان

             يا مقطع الاعضا

شمشير و تيغ و نيزه ي خود را گذاشتند

خورشيد را مُقَطَّعُ الاَعضا گذاشتند


وحشي شدند و موقع تقسيم ِ غارتش

بر مُصحَفِ شريفِ تنش پا گذاشتند


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه سيدالشهدا(ع)_شام غريبان

         امان از دل زينب(س)

سرت کو؟ سرت کو؟ که سامان بگیرم

سرت کو؟ سرت کو؟ به دامان بگیرم

 

سراغ سرت را من از آسمان و

سراغ تنت از بیابان بگیرم


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه سيدالشهدا(ع)_عبور از كنار قتلگاه_شام غريبان

      امان از دل زينب(س)

رویِ نِی مویِ تو در باد رها افتاده

در فضا رایحه‌ای روح‌فزا افتاده

 

سر ِ تو می‌رود و پیکر تو می‌ماند

از هم آیاتِ وجودِ تو جدا افتاده


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه سيدالشهدا(ع)_مرثيه حضرت زينب كبري(س)

        وا حسيناه

تا كه او بيشتر نفس ميزد

بيشتر ميزدند زينب را


تيغشان مانده بود در گودال

با سپر ميزدند زينب را


يكنفر بود و يك بدن اما

صدنفر ميزدند زينب را


خوابشان بُرد بچه ها سَر ِ شب

تا سحر ميزدند زينب را

(حسن لطفي)

اين روضه در حال و هواي عاشورايي خوانده و حق روضه ادا شود در غير اينصورت مديون هستيد

مرثيه حضرت زينب (س)_شام غريبان

      امان از دل زينب(س)

وایِ من خیمه ها به غارت رفت

گیسویی رویِ نی پریشان ماند

وسط چند خیمه سوزان

خواهری دل شکسته حیران ماند


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب......

ادامه نوشته

مرثيه سيدالشهدا (ع)_شام غريبان

            لايوم كيومك يا اباعبدالله

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست

به تن این همه سردار سری نیست که نیست

 

بنویسید که  خورشید  به  گودال  افتاد

و پس از شام غریبان سحری نیست که نیست


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه حضرت زينب (س)_شام غريبان

             سالار زينب(س)

خنده بر روی لبش مرد ستمکاری هست

آه انگار نه انگار عزاداری هست

 

آن طرف دامن طفل آتش سوزان دارد

این طرف در تب شعله تن بیماری هست


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه حضرت زينب (س)_شام غريبان

      امان از دل زينب(س)

تو كه رفتي حرم در آتش سوخت

آلِ پيغمبرم در آتش سوخت

 

پرگرفتم ولي چه فايده داشت؟

عاقبت پرم در آتش سوخت

 

كهنه پيراهنت به غارت رفت

گوشه ي معجرم در آتش سوخت

 

در دلِ خيمه دخترت هم با

گيسوان سرم در آتش سوخت

 

يادِ پنجاه سال پيشم كه

صورت مادرم در آتش سوخت

(شاعرش را نميشناسم)

مرثيه حضرت زينب (س)_شام غريبان

         شام غريبان

هجوم ناگهان و واي زينب

به سمت كاروان و واي زينب

 

تن آقا بدون غسل و دفن و

بدون سايه بان و واي زينب


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه حضرت زينب (س)_شام غريبان

         امان از دل زينب(س)

تمام دشت به حالم نظاره ميكردند

به يكدگر پي ِ غارت اشاره ميكردند

برايِ بردنِ يك گوشواره ي ناچيز

حراميان به خدا گوش پاره ميكردند

(محمد حسن بيات لو)

با تشكر فراوان از سرور عزيزم جناب آقاي"سجاد محرابي"

مرثيه حضرت زينب (س)

         امان از دل زينب(س)

چگونه با که بگویم دو دل جدا ماندند

که پاره های دلم بین بوریا ماندند

 

چگونه با تو بگویم که نوزده کودک

ز جمع قافله ي خواهرِ تو جا ماندند


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

گودال

          يا سيدناالغريب

تو را با خشكي ِ لب ذبح كردند

به پيش چشم زينب ذبح كردند

تورا با سُمِّ مركب زجر دادند

تورا چه نامرتب ذبح كردند


ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....

ادامه نوشته

مرثيه سيدالشهدا (ع)

              يا مظلوم

خیمه ها گُر گرفت ،دلها سوخت

شعله بالا گرفت دریا سوخت

 

آسمان ها چرا نباریدند

لحظه ای که تمام صحرا سوخت

 

مشعل لعنتی که روشن شد

گوشه ي روسری زن ها سوخت

 

دختری بین خیمه گیر افتاد

مقنعه،دست و چادر و پا سوخت

(شاعرش را نميشناسم)

با تشكر فراوان از وبلاگ وزين "شعر شاعر"

شام غريبان

                عطر عود

 با اين شتاب فكر كنم سر مي آورد!

با اين شتاب،حوصله را سر مي آورد

 

مي تازد و غنيمت جنگ غروب را

از چنگ سي هزار نفر، در مي آورد

 

حس مي كنم كه داخل خورجين غصبي اش

يك باغ سيب سرخ معطر مي آورد

 

سرمست سود دادوستدهاي كربلاست

دارد چقدر چادرومعجر مي آورد!!!

 

نرخ طلاي كوفه سقوطش مسجل است

از بسكه گوشواره و زيور مي آورد

 

دود و تنورروشن و عطري شبيه عود

اينجاي روضه داد مرا در مي آورد

(وحيد قاسمي)

هرگونه استفاده با ذكر منبع مشكلي ندارد