وروديه
وروديه
شد زمين و زمان همه در هَم
كربلا چون قدوم دلبر ديد
نينوا از مهابت سلطان
زير ِ پاي حسين ميلرزيد
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
وروديه
شد زمين و زمان همه در هَم
كربلا چون قدوم دلبر ديد
نينوا از مهابت سلطان
زير ِ پاي حسين ميلرزيد
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
وروديه
هنوز زينب كبري كنار دلبر هست
هنوز عمه ي سادات با برادر هست
هنوز رَخْتِ اسيري به تن ندارد كس
هنوز ناله ندارد عمو به دادم رَس
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
سالار زينب (س)
دلِ من غرق تمناست بيا برگرديم
عاشقي با تو چه زيباست بيا برگرديم
سرزميني كه تورا عاقبت از من گيرد
آري اي يار همين جاست بيا برگرديم
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
سالار زينب (س)
اي مرا دلبر و دلدار بيا برگرديم
خيمه برپا مكن اينبار بيا برگرديم
دم به دم دشمن تازه نفسي مي آيد
تا كه فرصت بُوَد اي يار بيا برگرديم
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
سالار زينب(س)
آسمان در نظرم تیره و تار است حسین
هر طرف می نگرم بوته ي خار است حسین
تا رسیدیم اخا تشنگیم افزون شد
این عطش حاصل نفرین بهار است حسین
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
يا مظلوم
خواهرم اینجا زمین کربلاست
سرزمین غصه و درد و بلاست
این زمین بوی جدایی می دهد
خاتمه بر آشنایی می دهد
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
يا مظلوم
با احتیاط لاله ي ما را پیاده کن
عباس جان، سه ساله ي ما را پیاده کن
با احتیاط بار حرم را زمین گذار
زانو بزن وقار حرم را زمین گذار
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
سالار زينب حسين جان
تا باد به موي سرت افتاد دلم ريخت
تا اشك ز چشم ترت افتاد دلم ريخت
امروز ميان تو و حُرّ ابن رياحي
تا صحبتي از مادرت افتاد دلم ريخت
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)