مدح سيدالشهدا(ع)
لبيك يا حسين(ع)
وقتي كتيبه هاي تو را ميزنم خوشم
جان خودت از اين به بعد ناخوشم نكن
(علي اكبر لطيفيان)
لبيك يا حسين(ع)
وقتي كتيبه هاي تو را ميزنم خوشم
جان خودت از اين به بعد ناخوشم نكن
(علي اكبر لطيفيان)
يا مظلوم
او قصد كرده از وطن برود
پنجمين رُكن ِ پنج تن برود
نكند بي حسين برگردي
نكند آبروي من برود
اين حسين است كه غريب شده؟!
كاش ميشد كه با حسن برود
او به هرحال ميشود عريان
چه نيازيست با كفن برود؟!
هرچه كردند جانِ معجر من
نگذار پيرُهن برود
نگذار نيزه يِ كُندي
جاي پهلو در دهن برود
قَسَمَت ميدهم اجازه نده
شمر با چكمه بر بدن برود
(علي اكبر لطيفيان)
با تشكر فراوان از برادر بزرگوارم جناب آقاي"حامد جولا زاده"
يا حضرت رقيه (س)
با خنده ي خود صفاي دلها مي شد
آرامش ِ خاندانِ طاها مي شد
حنانه ترين دختر اين كاشانه
در كودكي اش مادر ِبابا مي شد
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
يا امام رضا (ع)
كرب و بلا مدينه نجف جاي خود ولي
در مشهد الرضا وطني دارم از قديم
از خرج خويش ،رزق مُحَرم به من بده
من التهابِ سينه زني دارم از قديم
يابن الشبيبِ خويش ، مرا كن امام رضا
داغ شهيد بي كفني دارم از قديم
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر فراوان از برادر بزرگوارم "امير رضا ترابيان"
صل الله عليك يا اباعبدالله
شکر خدا که لطفِ تو دست مرا گرفت
مِهرت میان این دلِ ویرانه جا گرفت
امروز نه،که روز الست بربکم
باتو دلم بهانه ی کرب و بلا گرفت
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
لطفي كه كرده اي...
جانم فدای ناله ي واغُربَتایتان
شرمنده ام که زنده ام از روضه هایتان
کام مرا به تربت تو باز کرده اند
با شیر ِ مادرم شده ام مبتلایتان
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
يا عبدالله بن الحسن(ع)
عمو رسيدم و ديدم؛ چقدر بلوا بود!
سر تصاحب عمامه ي تو دعوا بود
به سختي از وسط نيزه ها گذر كردم
هزار مرتبه شكر خدا كمي جا بود!
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
اميري حسينٌ و نعم الامير
ما را تمام خلق شناسند با حسین
ما نوکریم و حضرت فرمانروا حسین
ناز طبیب و مِنَت مَرهَم کجا کِشی؟
وقتی که هست تربت پاکش دوا حسین
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
يا مظلوم
اي كه جايت به سر دوش نبي بود مدام
از چه رو بر سر ِ نيزه شده اي عازم ِ شام؟
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر فراوان از برادر گرامي جناب آقاي"حيدر زنده بودي"
يا مظلوم
به يادِ سينه ي بشكسته از سُم ِ اسبان
به حَدِ سينه شكستن رواست سينه زني
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر از برادر عزيزم جناب آقاي"امير بزازي"
يا سيدنالعريان
هرچند خلق دوخته اش را كُنَد پسند
در سلك ما لباس براي دريدن است
(محمد سهرابي)
با تشكر فراوان از سرور عزيزم جناب آقاي"رضا فراهاني"
يا امام رضا(ع)
ضريحش را گرفتي چون در آغوش
شدي از عطر و بويِ يار مدهوش
به ياد آور من ِ جامانده را هم
حرم رفتي نكن مارا فراموش
(صمد عليزاده)
يا سفينة النجاه
منزلگه عشاق ِ دل آگاه حسین است
بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است
از مردم گمراهِ جهان راه مجوئید
نزدیکترین راه به الله حسین است
(شاعرش را نميشناسم)
يا مصباح الهدي
گل کرده طبع شعر من اما مجال نیست
میل پریدن است ولی حیف ، بال نیست
تنها به خوب بودن ما بسته است و بس
والله دیدن رخ آقا محال نیست
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
عمو عباس(ع)
نظاره ايله سوسوزدان سولان بو لب لريمه
ايچنده سو ، بير اووج آرتوق ايچ منيم پريمه
فرات سمتينه قيزلار تيكوبدولر گوزلر
يوخاري سپ سويي بلكه سويون يوزون گوره لر
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر فراوان از برادر عزيزم جناب آقاي"امير بزازي"
يا حضرت رقيه(س)
صورتم سرخ و تنم ضربه دمادم خورده
خواب بودم كه زني گفت گمانم مُرده
بس كه اين زجر لعين موي مرا پنجه زده
خون بريزد ز سرم ، آه ، امانم بُرده
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر فراوان از وبلاگ"شه زادگان عالم هستي غلام تو"
يا اباصالح
طوري نگاهِ لطفِ تو تحويلمان گرفت
اصلاً نشان نداد ، دل آزار تر شدم
بيش از هميشه باز تو ستّار تر شدي
من هرچقدر هم كه گنهكار تر شدم
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
يا عطشان
اي قلم ننويس بابا آب داد
شرم كن بنويس بابا تشنه بود
(شاعرش را نميشناسم)
ابد والله يا زهرا ما ننسا حسينا
ما زنده از آنیم كه مدهوش حسینیم
ما تا ابدالدهر سیه پوش حسینیم
هرچند كه در مكه بُوَد كعبه ولي ما
در كرب و بلا حاجيِ شش گوش ِ حسينيم
(شاعرش را نميشناسم)
سالار زينب (س)
مانند مادرم چقدر ميخورم زمين
تو خورده اي زمين ، من اگرميخورم زمين
تو بي كسم شدي و منم بي كست شدم
از تل تورا نديدم و دلواپست شدم
مانند دختران تو طاقت نداشتم
گفتي نيا به جان تو طاقت نداشتم
بي سر نباش و بي سروسامان نكن مرا
حالا كه آمدم تو پشيمان نكن مرا
با ديدن تو چنگ به مويم زدم حسين
بالا سر ِ تو كاش نمي آمدم حسين
پنجاه سال خواهري ام را چه ميكني؟
احساس هاي مادري ام را چه ميكني؟
وقتي كه پيكر تو زمين گير ِ نيزه هاست
زينب تمام زندگي اش زير ِ نيزه هاست
خواهر بميرد آه دگر دست و پا نزن
تنگ است جات مادرمان را صدا نزن
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر از سرور گرامي جناب آقاي"مهدي بوربوري"
سالار زينب (س)
دارد سر از تن تو جدا ميكند چرا؟
از پشت گردنِ تو جدا ميكند چرا؟
چيزي نمانده پس به عقيله نگاه كن
تا آخرين نفس به عقيله نگاه كن
تكليف من پس از تو نگفتي چه ميشود؟
با سر اگر ز نيزه بيفتي چه ميشود؟
بگذار من كتك بخورم تو نفس بگير
تاوان هرچه موي سپيد است پس بگير
بگذار من كتك بخورم گريه كن حسين
از تو چگونه دل ببُرم گريه كن حسين
بگذار من كتك بخورم تو بلند شو
مثل لبت ترك بخورم تو بلند شو
آتش گرفت خيمه به جايي رسيد كار
سجاد ناله كرد عليكُنَّ بالفرار
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر فراوان از سرور گرامي جناب آقاي"مهدي بوربوري"
يا اسدالله
بايد اينكه همه سرمستِ سبويت باشند
عالمي كشته يِ يك جلوه يِ رويت باشند
اينهمه شَهد و نمك را تو كه با هم داري
هيچ عجب نيست كه صد كشته به جا بگذاري
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب......
يا مظهر العجائب
اي كه گفتي:‹‹ فَمَن يَمُت يَرَني››
جان فدايِ كلام دلجويت
كاش روزي هزار مرتبه من
مُردمي تا بديدمي رويت
(سعدي)
يا حسين(ع)
کربلا کاش باغ اولیدی
دوره سی کاش داغ اولیدی
خیمه یه گلنده دشمن
کاش اباالفضل ساق اولیدی
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر فراوان از وبلاگ وزين"بسم رب العباس(ع)"