از
امام زمان(ع)معذرت خواهي ميكنم بابت اين شعر
امان از دل زينب(س)
هر طور بود
آمدم اینجا گمان نبود
اصلاً اُمیدِ
آمدنِ کاروان نبود
من زینبم نه
زینب وقت وِداعمان
زینب به زیر
جامه اش این داستان نبود
من زینبم نه
زینب تا عصر یازده
موی سپید و
این همه قَدِ کمان نبود
آسان نبود
رفتن ما تا به کوفه، شام
گاهی میان
قافله یک لقمه نان نبود
آسان نبود
رفتن ما با حرامیان
پرده نداشت
محمل ما، شأنمان نبود
آسان نبود
آمدن ما از این مسیر
غیر ِ سرت به
رویِ سرم سایبان نبود
این قافله که
خانم قامت کمان نداشت
دارایِ دختری
شده لکنت زبان نبود
تعداد ما کم
است نپرس از دلیل آن
با نازدانه
ات احدی مهربان نبود
رفتی و بردی
اصغر و حتی برای من
نگذاشتی رقیه
يِ خود را برای من
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....