مرثيه حضرت علي اصغر عليه السلام
يا رضيع الحسين يا عطشان
شب يلدا شد و حالم خراب است
تمام آرزوهايم سراب است
چگونه ميشود جشني به پا كرد؟!!!
علي اصغر به روي نيزه خواب است
(محمد مهدي عبداللهي)
با تشكر فراوان از سرور گرامي جناب آقايِ "ياسين ملازاده"
يا رضيع الحسين يا عطشان
شب يلدا شد و حالم خراب است
تمام آرزوهايم سراب است
چگونه ميشود جشني به پا كرد؟!!!
علي اصغر به روي نيزه خواب است
(محمد مهدي عبداللهي)
با تشكر فراوان از سرور گرامي جناب آقايِ "ياسين ملازاده"
يا كريم آل الله
حسن آن روز در اين عالم مُرد
كز عدو مادر ِ او سيلي خورد...
شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام را تسليت عرض ميكنيم.
ادامه ي مطلب مطالعه شود...
عمه بيا گمشده پيدا شده
كنج ِ خرابه شب يلدا شده...
حتماً "ادامه ي مطلبِ" اين پست رو مطالعه كنيد...
من الذي أيتمني علي صغر سني
پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود
پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود
دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر
پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
بابا بابا بابا
از چشم من گرفته عبور ِ تو خواب را
پنهان نكن ز صبح ِ خودت آفتاب را
هاجر شده ست عمه برايِ لبانِ من
صد مرتبه دويده نگاهش سراب را
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
يا باب الحوائج
اي پَركشيده آسمان ها در هوايت
اي نذرهاي عمه زينب ها برايت
بابا كه آمد از سفر جانِ رقيه
چيزي نگو، عمه به قربانِ صدايت
بابا كه آمد روسري ات را سرت كن
تا گم شود رنگِ كبودِ شانه هايت
شيري ست دندانت دوباره در مي آيد
اينقدر دستت را نكش بر لثه هايت...
(علي اشتري)
يا حضرت رقيه(س)
كنج خرابه رفته اي و باز شاميان
پايت اگرچه كرده وَرَم باز ميزنند
ديگر عروسكِ گِلي ات را بغل نكن
اينها به دلخوشيِ تو هم سنگ ميزنند
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر از سرور گرامي جناب آقاي "محمد محبي"
ابتاه يا حسين(ع)
اگر چه زخمی و خاموش و بی صدا آورد
تو را برای من از عرش ِ نی خدا آورد
تو را درون طبق رویِ دست های بلند
برای گرمی این بزم ِ بی نوا آورد
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
ابتاه يا حسين(ع)
بابا بنگر رویِ به هم ریخته ام را
وا کن گره يِ موی به هم ریخته ام را
دیگر رمقي نيست به رویت بگشایم
چشم تر ِ كم سویِ به هم ریخته ام را
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
يا حضرت رقيه(س)
بالای ناقه موی مرا باد می کشید
پایین ناقه چکمه سرم داد می کشید
بالای ناقه زلف گره خورده داشتم
پایین ناقه چادر آزرده داشتم
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
يا حضرت رقيه(س)
حق خواسته که دست عطا داشته باشی
بالا بنشینی و گدا داشته باشی
والله که حق است که در جمع بزرگان
بالای سر عمّه تو جا داشته باشی
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
ابتاه يا حسين(ع)
پایی نمانده است برایم ولی پدر
چون کم زند عدو کتکم راه میروم
از شرح ِ رنج ٬ بعد تو این نکته بس بُوَد
دیوار میکند کمکم ٬ راه میروم...
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر از وبلاگ وزين "مجنون حسینم مدیون اباالفضل"
يا قتيل العبرات
با گريه بر شماست اگر زنده ام حسين
اشكِ مرا نگير كه بيچاره ميشوم...
(سيد پوريا هاشمي)
اي امان...
هرکس غمم شنیده، غم خود ز یاد برد
بر زاری ام ز دیده و دل، زار گریه کرد
هرگاه کودک تو به دیوار سر گذاشت
بر حالِ دلِ او در و دیوار گریه کرد
(حاج علي انساني)
يا حضرت رقيه(س)
با اين كه غمي بزرگ بر دوش من است
او نيست ولي صداش در گوش من است
اي هق هق بي امان كمي بند بيا
حالا كه سر ِ پدر در آغوش من است
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر از سرور گرامي جناب آقاي "ميلاد بهنام جو"
يا مظلوم
امسال هم برای غمش کم گذاشتم
افسوس میخورم سه دهه غم تمام شد...
(عليرضا خاكساري)
با تشكر از سرور گرامي جناب آقاي "احمد ابهري"
روز من تو شب من تو همه ي عمرم تو...
يلدا كه جدا خنده ي آرام حرام است
اين حِكمَتِ مَحضيست كه تشكيك ندارد
ماهي كه در آن عمه ي سادات اسير است
مهماني و شيريني و تبريك ندارد
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر از سرور گرامي جناب آقاي "سيدعلي اصغرپور"
يا اباصالح
در کار ِ عشق دوری و هجران به ما رسید
یوسف که رفت غُصّه ي کنعان به ما رسید
ما سال ها پای وصالت گریستیم
یعقوب وار دیده ی گریان به ما رسید
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
اللهم الرزقنا كربلا
بشوم باز من انگشت نما ميميرم
اربعين گر نروم كرب و بلا ميميرم
(شاعرش را نميشناسم)
يا علي مولا
مادر مرا كه زاد به پيشاني ام نوشت
قرباني اش كنيد كه اين نذر حيدر است
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر فراوان از وبلاگ وزين "حديث اشك"
يا حضرت رقيه(س)
دلخوری نیست در این قافله از هیچ کسی
بخدا منکه ندارم گله از هیچ کسی
خواب بودم اگر از پشت شتر افتادم
طلبی نیست در این مسئله از هیچ کسی
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
اي روزگار...
از "خاك" هم مضايقه كردند كوفيان
آقا بماند رويِ زمين تا سه چار روز...
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر از برادر عزيزم "حامد جولا زاده"
اميري حسينٌ و نعم الامير
من از تو مُزدِ نوكري ام را نخواستم
تنها مرا به خاطر كم كاري ام ببخش...
(سيد پوريا هاشمي)
اي امان...
راهِ يك ساعتِ يك روز به سَر شد بسكه
بين ِ بازار تماشاگر و نامحرم بود
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر از سرور گرامي جناب آقاي "سيد عرفان مير آقا بابا"
يا حضرت رقيه (س)
بابا برايم روزها گرما ضرر دارد
شب هم كه شد بر زخم ِ من سرما ضرر دارد
دنياي من بعد از غروبِ تو برايِ من
يك لحظه هم ماندن در اين دنيا ضرر دارد
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
علي علي الدنيا بعدك العفا
فروغ ِ چشم من از چشم نيزه ها افتاد
عصايِ پيري من زير دست و پا افتاد
عزيز ِ يوسفِ من چنگ گرگها حس كرد
زبس كه رونق يعقوب ِ قصه ها افتاد
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
سالار زينب(س)
از هر كه تازه آمده از راه نيزه خورد
گَهگاه سنگ، گاه لگد، گاه نيزه خورد
شد نوبت سنان، دهن ِ شاه نيزه خورد
در كُل هزار و نهصد و پنجاه نيزه خورد
آنقدر سنگ خورد كه آئينه اش شكست
در زير ِ نعل ها قفس ِ سينه اش شكست
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
يا سفينة النجاه
عشقت غبار از دل غمبار میکشد
عکس ِ تورا به آینه یِ تار میکشد
ناله اگر بلند شود از سَر ِ جگر
حتماً طبیب را سویِ بیمار میکشد
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
يا ساقيالعطاشا
آب ميخواهد چه كار؟ آب آورش را پس دهيد
آي مردم ! زود عموي دخترش را پس دهيد
دست هايش را چرا در زير پا انداختيد؟
زودتر آن سايه بان خواهرش را پس دهيد
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
امان از دل زينب(س)
چوبی به لبت، نشسته دیدم
دندان تـو را، شکسته دیدم
چشمان تو را، پر آب دیدم
دور ِ سـر تـو، شـراب دیدم
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....