مرثيه حضرت علي اصغر عليه السلام
يا رضيع الحسين(ع)
ای گل چه زود دست خزان کرد پرپرت
رفتی و رفت خنده ز لب های خواهرت
هرکس که دید رأس تو بر روي نیزههاست
آهی کشید و گفت که بیچاره مادرت
تا بیشتر به گریهی من خنده سر دهند
آوردهاند محمل من را برابرت
از دوش نیزهدار تو فهمید کاروان
خون میچکد هنوز ز رگهای حنجرت
یک تیر بوسهات زد و شد روز من سیاه
حالا چه کرد بین سفر نیزه با سرت
هرگز نمیرود ز خیال من این سه داغ
رنگ پدر... گلوی تو... لبخند آخرت
(حسن لطفي)
هرگونه استفاده باذكر منبع مشكلي ندارد
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 9:43 توسط رضا قرباني
|
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)