مرثيه حضرت مسلم ابن عقيل (ع)
يا حضرت مسلم(ع)
کوچه گردي نکن حبيب خدا
ميهماني تو منزلت داري
دعوتت کرده اند اين مردم
تو از اين کوفه دست خط داري
**
رو نزن گوششان کَر است امشب
با غم بي کسي مداراکن
همه دارند ميروند آقا
بيصدا گريه کن تماشا کن
**
اي ولي فقيه دلخسته
اي ابَر مرد قهرمان چه خبر؟
....نامه دادي حسين برگردد؟
از امام زمانمان چه خبر؟
**
باز هم بي بصيرتي کردند
جهلشان کار دستشان داده
لقمه هاي حرام را خوردند
دل بريدند از شما ساده
**
چاله کَندَند بر سر راهت
تا که گودال را مَحَک بزنند
ريسمانِ جهالت آوردند
تا به زخم دلت نمک بزنند
**
کوفه بال و پر شما را بست
کُنج ديوارِ ِخسته
افتادي
تنگي
کوچه هاش باعث شد
ياد پهلو شکسته افتادي
**
ضربه هاشان به پهلويت ميخورد
دردهايت يکي دو تا كه نبود
چقدر زود دوره ات کردند
کوفه گودالِ کربلا که نبود
**
با غرور شكسته آقا جان
سر ِدارالاماره ات بردند
باورم نيست با تني بي سر
سمت ميخ قناره ات بردند
**
آب در حسرت لبانت سوخت
لب پاره مُعَذَّبي آقا
گريه هايت به کوفيان فهماند
فکر فرداي زينبي آقـــا
**
تهمت خوردن شراب زدند
به شما مرد حق پرست آقا
تازه با اينکه خيزران نزدند
دو سه دندانتان شکست آقا
**
خيزران گفتم و دلم خون شد
دهنم تير ميکشد چه کنم
روضه ات را به سمت بَزم شراب
دست تقدير ميکشد چه کنم
**
…بي ادب تا که چوب را برداشت
قلم آشفته شد مُرّکب ريخت
بي ادب چوب را که بالا برد
غم عالم به جان زينب ريخت
(وحيد قاسمي)
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)