مرثيه حضرت علي اصغر (ع)
يا رضيع الحسين (ع)
به روی دست پدر کودکانه میفهمید
که آب میرسد او را ، نداشتش تردید
ز ضرب تیر چنان دست و پای خود گم کرد
که خواست گریه کند، ناگهان لبش خندید
(شاعرش را نميشناسم)
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 14:14 توسط رضا قرباني
|
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)