مرثيه خانم رباب(س)
احساس مادري...
وقتي كه شير از سينه ي من ميگرفتي
من تازه طعم مادري را ميچشيدم
انگار دنيا را به من دادند يكجا
وقتي صداي خنده ات را ميشنيدم
(شاعرش را نميشناسم)
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 10:10 توسط رضا قرباني
|
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)