يا باب الحوائج

اي قاري مقيم سيه چال، اي غريب

وي هم صداي قاري گودال، اي غريب

 

قرآن بخوان كه صوتِ رسايت حسيني است

اي قاري شكسته پر و بال، اي غريب

 

زندانِ سرد و تيره كه جايِ امام نيست

اي جسم تو چو  جَدّ تو پامال، اي غريب

 

اي تازيانه خوردن تو مثل عمّه ات

افتاده اي به طُعمه ي دجال، اي غريب

 

با آن زبانِ روزه و لبهاي تشنه لب

افطار كرده اي به چه منوال؟ اي غريب

 

از بس كه سينه ات نفسي پاره پاره داشت

ديگر رمق نداشت به دنبال، اي غريب

 

معصومه ات اگر پي جسم تو ميدويد

خصمش نبرد معجر و خلخال، اي غريب

 

روي عباي خاكي تو جاي پاي كيست؟

اي سرو ِقامتت شده چون دال، اي غريب

(مهدي ميري)