يا امام هادي(ع)

من آن صیدم که بین دام ِاین بیگانه افتادم

من آن شمعم که در این بزم ، بی پروانه افتادم

 

من آن مرغ گرفتارم بیا مادر تماشا کن

به کنج این قفس پر بسته و بی دانه افتادم

 

مرا بزم شراب آورده ای ؟ شرمی کن از زهرا

به یاد عمه ها در مجلس بیگانه افتادم

 

چو دیدم این همه زیور به روی تاج و تخت تو

به یاد گوش مجروح ِگُله دُردانه افتادم

 

به من در حالت مستی جسارت میکنی ، یادِ

لبِ بی آب و چوبِ زاده ی مرجانه افتادم

(سعيد خرازي)

با تشكر از جناب آقاي "سعيد محمود"براي ارسال اين شعر