الآن انكسر ظهري

زحمت مكش كه خاك كني بر سر اينچنين

با بازوي بريده مزن پرپر اينچنين

 

با تيغ نه ، تورا به امان نامه كشته اند

آري كه ميبُرند به كاغذ سر اينچنين

 

يك جفت چشمهاي تو يك جفت لشگرند

كس مثل من كجا بكِشد لشگر اينچنين؟

 

نگذاشت تيرها كه تو پاشيده تر شوي

حتي به هم نريخت علي اكبر اينچنين

 

بر نيزه نيز مثل فقيهان كني مقام

عمامه اي نداشته پيغمبر اينچنين

 

شايد به معجري سر ني بسته شد سرت

آيد به كار روز جدل معجر اينچنين

 

خواندي چه روضه اي كه ز اسب اوفتاده اي؟

پايين نيامده است كس از منبر اينچنين

 

شايد رباب جان بدهد از خجالتش

حتي گمان نداشت علي اصغر اينچنين

 

حلق عليّ اصغر و چشمت سه شعبه خورد

آري به شعله سوخته خشك و تر اينچنين

 

معني ، به بال او اثر پنجه ي خداست

جعفر كجا به شانه ببيند پر اينچنين؟***

(محمد سهرابي)

***اشاره به داستان جعفر طيّار(جعفر ابن ابيطالب)كه در غزوه ي موته پرچمدار سپاه اسلام بود و با اينكه دو دستش در آن جنگ بريده شد ، سعي داشت تا پرچم سپاه اسلام به زمين نيفتد و پيغمبر در مورد اين كار وی فرمود: «خداوند به جای آن دو دست به جعفر طيّار دو بال و پر عطا كرد که با آنها در بهشت پرواز کند تا به هر جای که خواست برود››

ولي در علقمه قمر منير بني هاشم هم سعي داشتند كه مشك را با دندان به خيمه ها برسانند . ولي افسوس كوفيان در اين دنيا با تيرهايشان به علمدار حرم بال و پر دادند . خاك بر دهان من. شيخ جعفر شوشتري ميفرمايند:در كنار علقمه كمانداران كوفي كاري با قمر منير بني هاشم كردند كه از دور به مانند خار پشت به نظر مي آمد.(اللهم عجل لوليك الفرج)