مرثيه حضرت علي اصغر (ع)
يا رضيع الحسين(ع)
گريه ها حلقه شدند پا به ركابش كردند
دست ها چنگ زنان مرد ربابش كردند
مادر تشنه ي شش ماهه خود اقيانوس است
ربِّ آب است و در اين جلوه ربابش كردند
بي زره آمده از بسكه شجاعت دارد
كس حريفش نشد و زود جوابش كردند
تير مرد افكن و بر طفلك شش ماهه زدند
يعني اندازه ي عباس حسابش كردند
زودرس بود ، بزرگ همه ي قوم شدن
چون خدا خواست بدين شيوه خضابش كردند
سر شب شير نمي خورد و نمي خفت علي
اين كه خوابيده گمانم كه عتابش كردند
شور ِ چشم تر او داشت اثر ميبخشيد
كوفيان هلهله كردند و خرابش كردند
باخت چون سر ، به تراش نوك ني منزل كرد
اين نگين را ز درون برده ركابش كردند
بعد از اين خاك سر ِهرچه ثواب است كه قوم
هر چه كردند به شه بهر ثوابش كردند
نخريدند دله سوخته ي سلطان را
ليك اصغر جگري داشت كه آبش كردند
(محمد سهرابي)
با تشكر از برادر بزرگوار جناب آقاي محمد قديمي براي ارسال اين شعر جانسوز
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)