يازهرا(س)

رخسار ماه در پس پرده كشيده شد

طوفان گرفت و چهره ي گل رنجديده شد

 

زهرا گواه صدق تمامي خلقت است

كارش چرا به دعوي شاهد كشيده شد

 

ميگفت با حسن كه بيا دست من بگير

سيلي چه كرد نور نگاهش پريده شد

 

نامرد ، بي هوا زد و از معركه گريخت

كي ميتوان حريف جلال حميده شد

 

ديوار هم به شدّت ضربه اضافه كرد

از هر دو سمت چهره ي او ضرب ديده شد

 

در كوچه تا كه فاطمه افتاد بر زمين

در آسمان نداي ملائك شنيده شد

 

جاي قباله ، قلب حسن پاره پاره شد

وقتي نفس به سينه ي مادر بريده شد

(احسان محسني فر)