يازهرا (س)

چون شمع آب شد تنم از بس گريستم

ترسم كه سيل اشك كند سر به نيستم

اين روزها كسي كه عيادت كند ز من

افتد در اشتباه و نداند كه كيستم

(محمدجوادغفورزاده"شفق")