مرثيه حضرت زهرا(س)
يا زهرا (س)
چاك شد قلب من از غصه چو پيراهن من
شست هجر تو به خوناب جگر دامن من
تا چراغي به شب تار بقيعت سوزد
شمع سان شعله برآيد ز دل روشن من
هيچ داني ز فراقت چه گذشته به علي
آخر عمر تو بود اول جان كندن من
آمدم اين دل شب با تو بگويم اي دوست
كه منم يك تن و اين شهر همه دشمن من
هر شمرده نفسي را كه زدي در پس در
كرد صد بار جدا جان مرا از تن من
نفسم حبس شده گريه گلويم بسته
تو دعا كن كه شود خاك سيه مدفن من
آنچنان زار بگريم كه ز چشمم ريزد
سيل اشكي كه شود بعد تو بنيان كن من
(ميثمم) فاطمه با مهر تو آيم به بهشت
جرم كونين بود گر همه بر گردن من
(غلامرضا سازگار"ميثم")
باتشكرفراوان ازبرادربزرگوارجناب آقاي محمد قديمي براي ارسال اين شعر
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 2:37 توسط رضا قرباني
|
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)