خانم رباب(س)
امان از دل رباب (س)
مادر به جاي آب ز شرم تو آب شد
آتش گرفت ، سوخت و غرق عذاب شد
بيهوده پا به سينه ي من ميزني ، مكوب
حتي خيال قطره ي آبي سراب شد
مثل هميشه بوسه زدم روي گونه ات
اما لبم ز تاول رويت كباب شد
از بس ترك به روي ترك بسته بر لبت
شرمنده ي لبت پسرم آفتاب شد
وقتي عمود خيمه ي عباس را كشيد
گفتم رباب خانه ي عمرت خراب شد
(شاعرش را نميشناسم)
هرگونه استفاده با ذكر منبع مشكلي ندارد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 2:53 توسط رضا قرباني
|
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)