يا ابالفضل(ع)

شهريارا سر عباس كجا دامن تو

بَر ِ شه مردن نوكر چقدر شيرين است

 

سرم از كاسه شكست و به زمين افتادم

سر زينب به سلامت كه غمش ديرين است

 

سيّدي با سر بشكسته دعا گوي توام

اين زمان آمدن تو به دلم تسكين است

 

پيش از اين فاطمه آمد خجلم كرد و برفت

صورت نيلي او درد من غمگين است

 

عشق گفتا نِگَهَت چونكه به آب افتاده

ديده كَفّاره بده، لغزش تو سنگين است

 

زان سبب چشم من اينگونه زهم پاشيده

بي تو بر آب نگه كرده سزايش اين است

(صادقي تبريزي)

با تشكر فراوان از برادر گرامي جناب آقاي امير بزازي براي ارسال شعر