مرثيه اميرالمؤمنين علي عليه السلام
فزت و رب الكعبه
اي تيغ! دمي كه يارم از پا افتاد
انگار علي زير قدمها افتاد
يك شهر براي بردنم رد ميشد
از روي دري كه روي زهرا افتاد
***
اي تيغ! نهان كردي افسوسم را
زخم تو تمام كرده كابوسم را
يك عمر نديدي به علي ميخندد
آن كس كه شكست دستِ ناموسم را
(شاعرش را نميشناسم)
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 21:34 توسط رضا قرباني
|
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)