يا كريم ابن الكريم

هر صبح سلامم به تمنای وجودت

با ذکر حسن بر در خالق اثری هست


امروز گدایان همگی محو لقایت

آیا به من بی سر و پاهم نظری هست


آواره تر از من در این خانه که باشد؟

جمعند گدایانِ کرم پس خبری هست


آنقدر در خانه ي ارباب شلوغ است

گویم که سر کوی تو حتما گذری هست


در دل عطش کرب و بلا جان به سرم کرد

آقا تو عنایت کن اگر هم سفری هست

(جواد قدوسي)