گودال
يا حسين شهيد
جــلـوه ي ذات کــبــریــا شــده ای
کعبه ي تیـغ و نیـزه هـا شـــده ای
زیـر ایـن چکمه های زبر و خشن
مثـل قـالـی نــخ نــما شـده ای
چقدر نیزه خورده ای!چه شده؟
دم عـصــری پر اشتها شده ای
نیــزه ای بوسـه زد به لعل لبت
مــاه زینـب چه دلـربا شـده ای
همـه ي مـوی عمه گشـته سپید
خـوب شد خمره حنا شده ای
کــاوش تیــغ هـا برای زر است
تــو مــگر معــدن طلا شده ای؟
نـقـشه ي ری خطـوط زخـم تنـت
پس برای همین تو تا شده ای؟
بـا تقــلا و دسـت و پــا زدنــت
بــاعــث گـریــه ي خــدا شـده ای
(وحيد قاسمي)
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 12:3 توسط رضا قرباني
|
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)